مایکل لودرز، ۳ ژوئن ۲۰۲۶
تلفیق و ترجمه توسط تلاکاسا
فارسی- Deutsch – English - Italiano – Español - Français
آغاز جنگ ایران – ۲۸ فوریه ۲۰۲۶
سلام و وقت بخیر. بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه پیرامون تنگه هرمز در حمله و آغاز جنگ اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران در حال وقوع است. از زمان آغاز جنگ در تاریخ ۲۸ فوریه، از این منطقه عمدتاً خبر از نوعی بنبست به گوش میرسد. زیرا ایران در مقابله با آمریکا و اسرائیل از ابزاری بسیار مؤثر استفاده کرده است: بستن تنگه هرمز؛ همان گلوگاهی که حدود ۲۰ درصد از ذخایر انرژی جهان در حوزه نفت و گاز از آن عبور میکنند.
اکنون این مسیر حیاتی بسته شده است.
جدال بر سر تنگه هرمز: انسداد رسمی، عبور آزاد برای کشورهای دوست
به طور خلاصه، نوعی بازی قدرت در جریان است. تنها تعداد اندکی از کشتیها اجازه عبور دارند؛ عمدتاً کشتیهایی که با ایران به توافق رسیدهاند. اگرچه بهطور رسمی اعلام شده که تنگه هرمز بسته است، اما در عمل این انسداد مطلق نیست. کشتیهای متعلق به کشورهایی که با ایران ارتباط برقرار میکنند، ظاهراً تا حد زیادی یا دستکم تا حدودی میتوانند از این مسیر عبور کنند، هرچند جزئیات دقیق هنوز مشخص نیست. اما کشتیهای متعلق به کشورهای متخاصم یا کشورهایی که موضعی خصمانه در برابر ایران دارند، امکان عبور ندارند.
در واکنش به این اقدام، ایالات متحده نیز نوعی محاصره متقابل برقرار کرده است. به این معنا که بنادر ایران را مسدود کرده تا کشتیهای ایرانی نتوانند وارد یا خارج شوند. آمریکا از این طریق تلاش میکند بر اقتصاد ایران فشار وارد کند.
در نتیجه این پرسش مطرح میشود که اگر این روند ادامه یابد، چه کسی توان تحمل بیشتری خواهد داشت؟ زیرا بسته شدن تنگه هرمز باعث ایجاد اختلالات گسترده در اقتصاد جهانی شده است.
اهمیت این موضوع برای اقتصاد جهانی
کشورهای شرق آسیا تا استرالیا، و همچنین چین، هند، کامبوج، لائوس و فیلیپین، همگی از قطع جریان نفت و گاز منطقه آسیب دیدهاند. راهبرد نظامی ایران شامل هدف قرار دادن تأسیسات نفت و گاز کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و همچنین بخش بزرگی از زیرساختهای نظامی آمریکا در آن منطقه بوده است.
این خسارات بسیار گسترده توصیف میشوند و نشان میدهند که آمریکا تواناییهای نظامی ایران را در عکس العمل به حمله آمریکا و اسرائیل به کشورشان دستکم گرفته بود. از این منظر، این وضعیت برای آمریکا موفقیتآمیز تلقی نمیشود و اکنون نوعی بنبست شکل گرفته است.
بنبست: چه کسی نخست عقبنشینی خواهد کرد؟
در مورد ایران گفته میشود که مردم این کشور توان تحمل فشارهای طولانیمدت را دارند. آنها از زمان تحریمهای اعمالشده پس از انقلاب ۱۹۷۹ و بهویژه از دهه ۲۰۰۰ به بعد و مذاکرات هستهای، تجربه زندگی تحت فشارهای خارجی را کسب کردهاند.
اما اینکه آیا اقتصاد جهانی نیز بتواند به همان اندازه دوام بیاورد، موضوعی است که پیشبینی آن دشوار است. هماکنون نیز کمبودهایی نهتنها در حوزه انرژی، بلکه در بخشهای مرتبط مشاهده میشود. برای مثال، تولید کودهای شیمیایی که به فرآوردههای نفتی وابسته است، تحت تأثیر قرار گرفته است.
حتی در کشورهایی مانند استرالیا نگرانیهایی درباره تأمین کود مورد نیاز برای فصل کشت وجود دارد. کشاورزان اروپایی نیز نگرانیهای مشابهی دارند.
این جنگ که در رسانه های اینجا کمتر مورد توجه قرار میگیرد موجب فشار شدید بر اقتصاد جهانی است و این شاید بدین خاطر است که عواقبی نیز برای آلمان خواهد داشت. هر چه باشد جهشی در بهای انرژی در پمپ بزین بوجود آمده است.
پیامدها برای آلمان
دولت فدرال برای مدت دو ماه تخفیفی معادل ۱۷ سنت به ازای هر لیتر سوخت در نظر گرفته است، اما این اقدام حد اکثر همچون قطرهایست بر زمین داغ.
همچنین پیشبینی شده که قیمت مواد غذایی نیز به تدریج افزایش یابد. با اینحال به ندرت کوششهای دیپلماتیک از جانب اتحادیه اروپا و دولت آلمان برای تأثیر بر این درگیری صورت نگرفته و بویژه بر آمریکا و اسرائیل فشاری برای پایان دادن به جنگ وارد نگشته است. به نظر می رسد آمریکا جنگ علیه ایران را بیجهت و بدون عقل و درایت، اما با الهام از اسرائیل آغاز نمود و در عمل بازنده جنگ بوده و هیچ بهانهای نیز برای آن وجود ندارد و این را رهبری آمریکا و دونالد ترامپ به خوبی می داند.
راههای خروج آمریکا از بحران
برای آمریکائیان کمتر گزینشی برای پایان دادن به جنگ بدون از دست دادن چهره یا اصلاً برای برون رفت از جنگ وجود دارد. اما دلیل آن چیست؟
شاید گفته شود آمریکا و اسرائیل قصد دارند به مذاکرات صلح پایان دهند، بار دیگر ایران را بمباران کنند، سرانجام زمانی ایرانیان پرچم سفید را برخواهند افراشت و پای سند تسلیم را امضا خواهند کرد.
خیالپردازی: تسلیم ایران
این چیزی بجز خیالپردازی نبوده و با واقعیت منطبق نیست. اگر آمریکائیان یک بار دیگر به ایران حمله کنند، در اینصورت ایرانیان چه خواهند کرد؟آنگاه کشورهای عربی خلیج را درنظر خواهند گرفت. بویژه آنهایی را که با آمریکا و اسرائیل همکاری می کنند. در درجه اول امارات متحده عربی.
پیامدهای مربوط به کشورهای عربی خلیج، برای نمونه دبی
همه ما دبی را میشناسیم، دستکم به ظاهر و میدانیم آنجا بزرگترین برج جهان قرار دارد، برج خلیفه و هتل برج العرب. اینها نمادهای مشهوری هستند که ما به نحوی دیدهایم. ایرانیان در صورت حمله مجدد، به تمامی این سمبلها حمله کرده و متلاشی خواهند کرد و با اینکار اقتصاد کشوری نظیر امارات برای سالها دیگر قابل تصور نیست.
سناریوی حمله مجدد و پیامدهای آن برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس
بر اساس این تحلیل، در صورت حمله مجدد آمریکا، ایران ممکن است کشورهای عربی منطقه را که همکاری نزدیکی با آمریکا و اسرائیل دارند، هدف قرار دهد؛ از جمله امارات متحده عربی.
نمادهای شناختهشده دبی مانند برج خلیفه و هتل برج العرب میتوانند در معرض خطر قرار گیرند. وارد آمدن خسارات گسترده میتواند اقتصاد کشورهایی مانند امارات را برای سالها با مشکلات جدی روبهرو سازد.
ایران کشور بزرگی با جمعیتی حدود ۹۲ میلیون نفر بوده، از ظرفیت و وزن ژئوپلیتیکی متفاوتی نسبت به برخی کشورهای کوچکتر منطقه برخوردار است. در حالیکه امارات با فقط یک میلیون جمعیت بومی است و مابقی کارگران خارجی هستند. بنابراین ممکن نیست بر ایران غلبه کرد. زیرا ایران دارای این گزینش است، هر لحظه تلافی را به کشورهای عربی خلیج وارد کند با تمامی پیامدهایی که برای اقتصاد جهانی دارد.
این را نباید دستکم گرفت و حتی اگر درگیریها فوراً متوقف شوند و تنگه هرمز بازگشایی شود، بازگشت به شرایط عادی ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد؛ بهویژه به دلیل خسارات واردشده به زیرساختهای تولید نفت و گاز.در نتیجه، وضعیت کنونی بسیار حساس و پیچیده توصیف شده است.
جنگ نامتقارن
ایران با انتخاب راهبرد جنگ نامتقارن، ایالات متحده را ــ که قدرتمندترین نیروی نظامی جهان محسوب میشود ــ عملاً به زانو درآورده است؛ هرچند این موضوع در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسد. آمریکاییها نیز از این واقعیت آگاه هستند.
تغییر مرزها: رود لیتانی، اسرائیل بزرگ
از نظر ایدئولوگهای اسرائیل بزرگ، مرز اسرائیل بسیار ناعادلانه کشیده شده است. حتی دیوید بن گوریون معتقد بود مرز شمالی اسرائیل باید در راستای رود لیتانی (یعنی جنوب لبنان) باشد. چرا؟ برای اینکه ذخایر آب رود لیتانی و سایر رودهای منطقه را تحت کنترل اسرائیل درآورند. هدف ایدئولوگهای اسرائیل بزرگ این است که جنوب لبنان را نه فقط به طور دائم اشغال کنند، بلکه آن را یهودینشین سازند.
اتحاد نزدیک آمریکا و اسرائیل
قابل توجه است که چگونه کشور کوچک اسرائیل ابرقدرت آمریکا را در دست گرفته است. آمریکا هر سال ۳٫۸ میلیارد دلار سلاح به اسرائیل هدیه میدهد. در مجموع، آمریکا از ۱۹۴۸ حدود ۳۰۰ میلیارد دلار به اسرائیل هدیه داده است. یک طرح قانونی جدید در کنگره آمریکا میخواهد همکاری نیروهای مسلح آمریکا و اسرائیل را در زمینه جنگ مدرن (هوش مصنوعی، هواپیماهای بدون سرنشین، عملیات سایبری) به طور الزامآور قانونی تشدید کند.
اسرائیل انتخابات اروپا را تحریف میکند
اسرائیل در انتخابات اروپا نیز دخالت میکند. اتحاد خواهان عدالت برای اسرائیل و فلسطین(BIP) اینگونه روندها را مستند ساخته است از جمله با نوشتجاتی تولید شده توسط هوش مصنوعی اتهاماتی به کاندیداهای ناقد اسرائیل زده و آنان را غیر قابل ااعتماد قلمداد ساخته اند و در هلند برخی از کانداها را تهدیدی برای امنیت ملی اسرائیل طبقهبندی کردهاند. در انتخابات مارس ۲۰۲۶ اسلوونی نیز اتهامات تحریفآمیز گسترده وجود داشت. انتخابات شهرداری فرانسه نیز دستکاری شد.
اتحاد خواهان عدالت
اتحاد خوانان عدالت بین اسرائیلیها و فلسطینیها (BIP) این موارد را مستند میکند. در انتخابات مارسی و تولون، کاندیداهای منتقد اسرائیل با عکسهای برهنه ساخته شده با هوش مصنوعی و اتهام پدوفیلی بدنام شدند. مقامات فرانسوی این تلاشهای نفوذ را به شرکت اسرائیلی «بلک کور» نسبت میدهند که پشت آن شبکهای از حسابهای جعلی رسانههای اجتماعی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی قرار دارد.
کارزارهای اطلاعات نادرست
حتی در مسابقه آواز یوروویژن نیز اسرائیل مرتباً تحریفاتی انجام میدهد.
نقض حقوق بشر در نوار غزه، وضعیت فلسطینیان
در ۲۸ مه ۲۰۲۶، سازمان ملل متحد به طور رسمی اسرائیل را در فهرست کشورهایی قرار داد که از خشونت جنسی به عنوان سلاح استفاده میکنند. اسرائیل با خشم واکنش نشان میدهد و فریاد «یهودستیزی» سر میدهد. در نوار غزه از کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده میشود، هر فلسطینی میتواند بدون مجازات کشته شود. اسرائیل اکنون ۷۰٪ نوار غزه را کنترل میکند. برنامههایی برای اخراج هرچه بیشتر فلسطینیان از غزه دنبال میشود. تقریباً نیمی از مادران باردار یا شیرده در غزه از سوءتغذیه حاد رنج میبرند. اسرائیل به هیچ یک از شرایط آتشبس پایبند نبوده است. قبرستانها زیر و رو شدهاند (خشونت علیه مردگان). سربازان اسرائیلی کودکان فلسطینی را دستبسته و زنده در گور دفن کردهاند.
پیامدها برای کشورهای عرب همسایه
این تراژدی فلسطینیها، لبنانیها، سوریها، عراقیها و ایرانیها را درگیر میکند. هدف، تحقق «اسرائیل بزرگ» است که هرگز در تاریخ خود با همزیستی با همسایگان عربی و فلسطینیان طراحی نشده بود.
چشمانداز و خداحافظی
ایالت هسن آلمان طرحی را آغاز کرده تا انکار حق وجود اسرائیل را جرم انگاری کند. عملاً این به معنای غیرممکن کردن (یا جرمانگاری بیشتر) انتقاد از اسرائیل است. اما دولتها حق وجود نداشته – ملتها و مردم حق وجود دارند. باید بین اسرائیل، صهیونیسم و یهودیت تمایز قائل شد. جنایات اسرائیل میتواند در سراسر جهان به افزایش عظیم یهودستیزی منجر گردد. بسیاری از متفکران و روشنفکران یهودی دقیقاً درباره این موضوع هشدار میدهند. فقط میتوان امیدوار بود که نیروهای عقل و انسانیت پیروز شوند.
از توجه شما سپاسگزارم. به کار نیک خویش ادامه دهید. تا دفعه بعد
مایکل لودرز (متولد ۱۹۵۹ در برمن) دانشمند علوم سیاسی، روزنامهنگار و نویسنده پرفروش آلمانی است. او در رشته مطالعات اسلامی تحصیل کرده و بهعنوان خبرنگار خاورمیانه برای روزنامه دی تسایت (Die ZEIT) فعالیت داشته است. وی از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ ریاست انجمن آلمانی–عربی را بر عهده داشت. از ژانویه ۲۰۲۴، او عضو حزب «ائتلاف زارا واگنکنشت» (BSW) است و به عضویت هیئت رهبری گسترده این حزب انتخاب شده است. لودرز کتابهای غیرداستانی متعددی درباره سیاست خاورمیانه نوشته، در برلین زندگی میکند و بهطور منظم در کانال یوتیوب خود درباره موضوعات ژئوپلیتیکی اظهار نظر میکند.

