(Gilad Atzmon) گیلاد آتزمون, 2026/4/7
در حالیکه تنشها در خاورمیانه ادامه دارد، میزان خسارات واردشده به زیرساختهای اسرائیل—دستکم تا این لحظه—محدود ارزیابی میشود. گزارشها نشان میدهد که خدمات اساسی همچون آب و برق همچنان برقرار است، پلها آسیب جدی ندیدهاند و ساختار رهبری کشور نیز پابرجاست. هرچند استفاده از تسلیحاتی مانند موشکهای خوشهای میتواند تأثیر روانی قابلتوجهی داشته باشد، برخی ناظران معتقدند جامعه اسرائیل بهسرعت به وضعیت عادی بازمیگردد.
با این حال، پرسش اصلی همچنان مطرح است: چرا ایران، با وجود تواناییهای ادعایی، از وارد آوردن ضربات شدیدتر خودداری میکند؟ تحلیلگران چندین سناریوی احتمالی را مطرح میکنند.
نخست آنکه از دیدگاه راهبردی، ایران ممکن است اسرائیل را در اولویت دوم قرار دهد. در این چارچوب، حضور ایالات متحده در منطقه بهعنوان تهدیدی بنیادی تلقی میشود و تمرکز اصلی بر تضعیف نفوذ واشینگتن، متحدان منطقهای آن و ساختارهای اقتصادی مرتبط با آن، از جمله نظام پترو دلار، قرار دارد. در چنین سناریویی، هرگونه تقابل مستقیم با اسرائیل میتواند به مرحلهای بعدی موکول شود.
دیدگاه دیگر بر ماهیت پرخطر وضعیت فعلی تأکید دارد. برخی تحلیلها اسرائیل را بازیگری توصیف میکنند که ترکیبی از سیاستهای تهاجمی و ریسکپذیری بالا را نشان داده است. بر این اساس، استراتژی ایران ممکن است بهجای تشدید فوری درگیری، بر فرسایش تدریجی و ایجاد فشار روانی متمرکز باشد. اظهاراتی که در رسانههای اسرائیلی درباره تمایل برخی شهروندان به ترک کشور مطرح شده، در همین چارچوب مورد توجه قرار میگیرد—هرچند این ارزیابیها اغلب اغراقآمیز تلقی میشوند.
از منظر دیگری، برخی تحلیلگران به ملاحظات بلندمدت اشاره میکنند. در یک سناریوی ایدهآل، حفظ زیرساختها و جلوگیری از تخریب گسترده میتواند با هدف بازسازی و انتقال آینده این سرزمین به ساکنان آن مرتبط باشد. این نگاه، بر اهمیت حفظ منابع حیاتی و زیرساختهای اقتصادی تأکید دارد.
در نهایت، رویکرد ایران از سوی برخی ناظران بهعنوان تلاشی برای نمایش خویشتنداری و مدیریت حسابشده بحران تفسیر میشود. در این چارچوب، تهران میکوشد خود را بهعنوان بازیگری معرفی کند که در برابر فشارها، از تشدید بیمحابای تنشها پرهیز میکند و رویکردی سنجیدهتر را در پیش میگیرد.
این تحلیلها، هرچند متنوع و گاه بحثبرانگیز، نشان میدهد که رفتار بازیگران منطقهای را نمیتوان صرفاً در چارچوب اقدامات نظامی فوری تبیین کرد، بلکه مجموعهای از عوامل راهبردی، سیاسی و روانی در شکلگیری آن نقش دارند.

