گیدِئون لِوی، هاآرتص، 28 مه 2026
ترجمهشده توسط تلاسکالا
English - Español - Français - Deutsch – فارسی
دیدن یک مهدکودک که تعطیل است خوشایند نیست، و حتی بدتر از آن، دیدن یک داروخانهٔ بسته است. اتوبوسها دیر میرسند، بازسازیها به تأخیر افتادهاند، خیابانها جارو نمیشوند و گاراژی که خودروی شما را تعمیر میکند فقط نیمی از وقت باز است.
مسلمانان عید قربان را جشن میگیرند و اسرائیلیهای یهودی آشفته شدهاند. یک مسافر خشمگین در اتوبوسی شلوغ که رانندهاش یهودی بود، روز چهارشنبه پرسید: «چطور به این نقطه رسیدیم؟»
چطور به جایی رسیدیم که همهٔ اسرائیلیها یهودی نیستند و اسرائیلیهایی وجود دارند که تعطیلیای غیر از شاووعوت را جشن میگیرند؟ چه رسواییای. این تعطیلی غیریهودی باید فوراً لغو شود.
به نظر میرسد ما یک روز در میان تعطیل هستیم، در حالی که آنها فقط دو تعطیلی در سال دارند.

این هفته مسلمانان عید قربان را گرامی میدارند و کسانی که قربانی میشوند، اربابان سفیدپوست هستند. پشت ابراز شگفتی و توهینی که از وجود ناگهانی یک تعطیلی غیریهودی دیده میشود، اشتیاق به وضعیتی کاملاً یهودی و از نظر نژادی «پاک» نهفته است.
یهودیان اسرائیلی تازه وقتی چهارشنبه تعطیلی آغاز شد از آن باخبر شدند، زیرا طبیعتاً وجود چنین تعطیلیای هیچجا ذکر نمیشود، و به همین دلیل احساس کردند فریب خورده و خیانت دیدهاند. گویی در وضعیت «همه یهودی هستند» مشکلی پیش آمده است.
خشم رانندهٔ اتوبوس روشن است: ناگهان ما به آنها وابسته شدهایم. شهروندان عرب نیروی کار کمکی ما هستند و حالا ناگهان برای چند روز ناپدید شدهاند. چطور آنها جرأت میکنند؟
چندین لایه در این ماجرا وجود دارد. نخست، خودِ ایدهٔ اینکه عربها تعطیلات دارند، برای برخی یهودیان حقیقتی شگفتآور است. عربها و تعطیلات؟ و اگر تعطیلی دارند، چرا باید آن را جشن بگیرند؟ آنها باید سر کار بیایند و ما را دیوانه نکنند.
این تصور که عید قربان برای آنها همان جایگاهی را دارد که یومکیپور برای ما دارد، غیرقابلفهم و غیرقابلقبول است. پذیرفتن این موضوع یعنی عربها را انسان دانستن و آنها را همسطح یهودیان قرار دادن.
همچنین این تصور که بخشهای کاملی از اقتصاد وجود دارند که یهودیان به عربها وابستهاند، دیوانهکننده است. شاید برای نظافت و بازسازی، اما اینکه سیستم بهداشت و درمان به نیروی کار عرب وابسته باشد؟ چطور به این نقطه رسیدیم؟ آیا در عید فطر بعدی شاهد اعتصاب عمومی خواهیم بود؟
روزی روزگاری یک دولت آپارتاید آفتابی وجود داشت. در درون مرزهایش دو ملت زندگی میکردند که به شکلی شگفتانگیز تقریباً هماندازه بودند.
میان رود اردن و دریا نه اقلیتی وجود دارد و نه اکثریتی. حتی در میان شهروندان نیز اقلیت و اکثریتی وجود ندارد — همه به یک اندازه زیر سلطهٔ همان حکومت هستند؛ در جنین و عفوله، هدرا و سخنین، همه در معرض همان دولت، همان ارتش و همان پلیس قرار دارند، حتی اگر هنوز «واحد اقلیتها» در پلیس وجود داشته باشد.
یهودیان اسرائیلی این برابری جمعیتی را انکار میکنند، و انجام این کار نسبتاً آسان است. اما دشوارتر از آن سر باز زدن از اعطای حقوق برابر است. هیچکس حتی به آن فکر هم نمیکند. چنین چیزی همچون توهم یا از دست دادن موقتی عقل تلقی میشود. اما در عید قربان، یهودیان اسرائیلی مجبور میشوند مستقیماً به این حقیقت تکاندهنده نگاه کنند: اینجا ملت دیگری هم وجود دارد (چه کسی یادش مانده بود؟) و آنها تعطیلات دارند.

نژادپرستان یهودی هرگز تعطیلات فرودستان را محترم نخواهند شمرد. آنها هرگز نخواهند پذیرفت که فعالیت اقتصادی همانند تعطیلات یهودی متوقف شود. چرا؟ چرا؟ چرا تعطیلی شاووعوت برای حدود ۷٫۵ میلیون یهودی کشور را تعطیل میکند، اما عید قربانِ ۷٫۵ میلیون عرب چنین نمیکند؟ چه سؤال احمقانهای. چرا؟ چرا؟
عید قربان زمان مناسبی است برای آشکار کردن حقیقت عریان اینکه ما یک دولت آپارتاید هستیم.
وقتی تعطیلات برابر نیستند، وقتی برخی جشنها به رسمیت شناخته میشوند و برخی دیگر نادیده گرفته میشوند، و حتی صرفِ وجودشان خشم برمیانگیزد، این بوی تعفن آپارتاید را آشکار میکند.
اصلاً چند اسرائیلی میدانستند که این هفته تعطیلیای وجود دارد — تا وقتی که کمکمربی مهدکودک به آنها گفت این هفته سر کار نخواهد آمد؟ و چند نفر از آنها این تعطیلی را پدیدهای انسانی و قابلدرک میدانند؟ آن مسافر اتوبوس پرسید: «کارمان به کجا رسیده؟» — عبارتی که معنایش این است که صرفِ وجود یک تعطیلی غیریهودی که در آن مردم سر کار نمیآیند، اقدامی خرابکارانه علیه دولت و نظام است.
تعطیلات آخر هفته به پایان میرسد و سپس اسرائیل به روال عادی خود بازمیگردد — تا تعطیلی جشنگونهٔ بعدی در تقویم، یعنی روش هشانا.
شما خواهان دولت یهودی بودید؟ حالا دولت آپارتاید دارید.
آپارتاید (تمایز نژادی) نظام حاکم بر آفریقای جنوبی از 1948 به بعد بود (توضیح مترجم)


