مدتی است که در اروگوئه دولتهایی بر سر کار هستند که بیشتر از آنکه به امکانات و نیازهای کشور خود توجه کنند، در پی خشنود کردن شرکتهای فراملیتیاند — ظاهراً هرچه بزرگتر باشند، بهتر.
آخرین معاملهای که دولت کنونی به ریاست یاماندو اورسی با افتخار از آن یاد میکند، متأسفانه در همان راستا قرار دارد، هرچند باید ویژگیهایی را نیز افزود که آن را حتی غیرقابلقبولتر میکند. زیرا مستقیماً بر سلامت ما، کسانی که در این کشور زندگی میکنیم، تأثیر میگذارد. موضوع، خط تولید تازهتأسیس قوطیهای کوکاکولاست.
تمام ارزیابیها در این زمینه نشان میدهند که اروگوئه دارای ـ یا گرفتار ـ الگویی چاقیزا است. یافتن علتها چندان دشوار نیست. مردم اروگوئه، به طور متوسط، کم غذا نمیخورند. اما بد غذا میخورند و بد مینوشند.
نیازی نیست به خانههایی برویم که معمولاً فقیرند و در آن کودکان صبحانهشان کوکاکولا و شیرینی است، تا به تغذیهٔ ضعیف و خطرناک درصد بسیار بالایی از مردم اروگوئه پی ببریم.
اروگوئه تاریخ طولانیای با کوکاکولا دارد. این نوشیدنی غیرالکلی که در آغاز قرن بیستم در ایالات متحده طراحی شد، پس از جنگ جهانی دوم به عنوان «نوشیدنی جهانی» رشد انفجاری داشت؛ زمانی که «سبک زندگی آمریکایی» ما را - کم یا زیاد، اما بسیاری از ما را- از نظر ذهنی استعمار کرد . تبلیغاتچیهای ماهر، مانند آنان که ونس پکارد بخوبی به «متقاعدکنندگان پنهان» توصیفشان کرده است،، به ما میگفتند که آن را «کاملاً خنک» بنوشیم و اینکه نه نفر از هر ده نفر آن را خواهند نوشند.
این نوشیدنیِ خنک و کمی شیرین، به ذائقهٔ بسیاری از مردم چسبید. وقتی دیگر غیرقابلانکار نبود که چاقکننده بوده، اعتیاد ایجاد میکند و اختلالات غذایی را تسهیل میکند، این بود که کوکاکولا وارد مرحلهٔ محصولات «رژیمی» شد و شکر مشکلساز را با شیرینکنندههایی حتی ناسالمتر جایگزین کرد. اما اگر «کسی چیزی نگوید»، همهچیز در محصولات رژیمی خوب به نظر میرسد.
کوکاکولا استعمار کشور ما را از راههای بسیاری آغاز کرد. تبلیغات کلاسیک، البته، در تمام ساعات شبانهروز و همهجا؛ اما همچنین «تبلیغ از طریق عمل»: تجهیز بارها و رستورانها به میز و صندلیهای پلاستیکی که برند و آرم آن را نمایش میدادند. این تجهیزاتوسیله جذاب مناسبی هستند زیرا مطمئناً بخشی از هزینههای صاحبان کسبوکار را کاهش میدهند.
موفقیت — یعنی ورود به تغذیه مردم — آشکار است، بهویژه اگر با اثر همان محصول و همان شرکت در کشورهای دیگر مقایسه کنیم. مثلاً در مکزیک یا سوئد، دو کشوری که من میشناسم، حضور کوکاکولا بر سر میز و حتی به عنوان نوشابه بهمراتب کمتر، اگر نگوییم ناچیز.است.
میتوان غذا خورد، بدون آنکه کوکاکولا نوشید!
در دههٔ ۱۹۷۰، با افزایش محدودیتهای سیاسی و درگیری با چریکها، من «ملاقاتی» داشتم — همراه با تفتیش خانه — از سوی یک مفتش پلیس و گروهش. ۱۸ پلیس (۸ نفر یونیفورمپوش و ۱۰ نفر لباسشخصی، یا برعکس؛ ۱۰ یونیفورمپوش و ۸ لباسشخصی). این تعداد هیچ ربطی به اهمیت من نداشت، بلکه نشاندهندهٔ حجم عظیم نیروهای سرکوبگر بود که در آن دوران تاریک در اروگوئه به کار گرفته میشدند.
در حالی که برخی کاغذها و پوشهها را میگشتند و نوشتهها را روی زمین پخش میکردند، من پسر یکونیمسالهام را در آغوش گرفته بودم. یک افسر پلیس که ظاهراً درجهٔ بالاتری داشت، بهصورت آموزشی به همکار جوانش توضیح داد: «اینها خل شدهاند. مثلاً باور دارند که کوکاکولا محصول امپریالیسم [یانکی] است.» و آن مرد جوان با انرژی بیشتری یادداشتهایم را روی زمین ریخت.
(مرا بردند، اما پس از دو روز بدون هیچ اتهامی آزاد کردند. البته اگر توضیح داده بودم که دربارهٔ نفوذ امپریالیستی، از جمله کوکاکولا، چه فکری میکنم، شاید مدت بیشتری نگهم میداشتند.)
اروگوئه از جمله کشورهایی است که به شکل سنتی دچار کمبود آب نیست. اما در کشورهایی مانند هند —که پرجمعیتترین دولت-ملت جهان است — حضور کوکاکولا ابعاد بسیار تاریکتری پیدا میکند. کمبود آب در آنجا واقعیتی بسیار جدی است. چند سال پیش، یکی از کارخانههای بطریسازی کوکاکولا در هند به معنای واقعی کلمه توسط اهالی مورد هجوم و غارت قرار گرفت. آیا این بیتمدنی بود؟ خشونتطلبی مردم؟ یا ناآگاهی جهانسومی؟
واقعیت این بود که کوکاکولا به نحوی توانسته بود موافقت مقامات محلی را برای احداث کارخانهای در شهر به دست آورد، و اندکی بعد مردم با کمبود شدید آب مواجه شدند؛ آبی برای کشاورزی نبود و حتی برای بهداشت فردی هم به سختی پیدا میشد. و هنگامی که پیامدهای حضور کوکاکولا بررسی شد — در حالی که شرکت خود را نیکوکار نشان میداد و پسماندهای صنعتیاش را بهعنوان کود به کشاورزان هدیه میداد — تحقیقات نشان داد که این پسماندها اگرچه حاوی فسفر، که کود شناختهشده و مفیدی، بود، اما متأسفانه مقادیر زیادی سرب و کادمیم نیز داشتند؛ که دو مادهٔ فوقالعاده سمیاند[1] ظاهراً کارشناسان کوکاکولا یا متوجه این موضوع نشده بودند، یا با وجود اطلاع، ترجیح داده بودند آن را اعلام نکنند.
بهطور خلاصه، کارنامهٔ زیستمحیطی کارخانههای کوکاکولا در نقاط مختلف جهان چندان امیدوارکننده نیست، و سیاست آن در ارائهٔ پسماندهای سمی بهعنوان هدیهای سالم یا خیرخواهانه نیز همینطور.
به کشور خودمان بازگردیم. کوکاکولا در اینجا روی قوطیهای آلومینیومی سرمایهگذاری میکند. محصولی بسیار سمی دیگر، هرچند به عنوان مادهٔ تشکیلدهندهٔ نوشیدنی ظاهر نمیشود.
در مورد ساختار بستهبندی، به نظر من این نامناسبترین شیوه برای نوشیدن محتویات است و نیز غیربهداشتیترین طریق، زیرا محل باز شدن قوطی و جایی که لبها قرار میگیرند ممکن است با حیوانات مختلف تماس داشته باشد یا از کنار آنها گذشته باشد (در طول نگهداری، گاهی روزها، در انبارها یا سولهها). خطری که در بستهبندیهایی که تماس مستقیم با لب ندارند، بسیار کمتر است.
مطابق اطلاعات منتشرشده در رسانهها این پروژه منبع اشتغال ملی است. دستکم در بخش قوطیسازی. اما دربارهٔ بازیافت آلومینیوم چیزی نمیدانیم. و قطعاً تولید آلومینیوم در خاک ما وجود ندارد.
شرمآور و غمانگیز است که از چنین صنعتی بهعنوان منبع بزرگ اشتغال یاد شود، در حالی که هرچه بررسی میکنیم، نتایج منفی است: چاقیزا، تولیدکنندهٔ زبالههای هولناک، و بدتر از آن، در عملگرد تبلیغاتی این شرکت بینالمللی در فروش پسماندهایش به عنوان «کود».
لازمه این پروژهٔ کوکاکولا در اروگوئه با بستهبندی مستقل، مواد اولیهٔ اصلی عبارتاند از: آب، فرمول محرمانهای که بیشک به کوکا مرتبط است (محرکی که در ارتفاعات برای مقابله با کوهگرفتگی استفاده میشود و در شکل صنعتیِ غلیظ به مادهای مخدر و هراسآور تبدیل میشود)، و در نهایت آلومینیوم (و رنگ برای جدار درونی قوطیها).
آلومینیوم فلزی بسیار سمی است. این یعنی تمام برادهها و باقیماندههایی که در فرآیند صنعتی آن ایجاد میشوند باید با دقت فراوان کنترل شوند. زیرا بیاحتیاطی در تولید یا فرآوری آن، بقایای این فلز را وارد محیط زیست ما میکند.[2]
ما از پیش میدانیم که صاحبان صنایع در این مورد چه خواهند گفت. همان چیزی که همیشه میگویند. اینکه همهچیز کاملاً کنترل خواهد شد. اما میدانیم که این وعدهها معمولاً تا چه حد نادرست از آب درمیآیند. و اینکه ظرفیت نظارتی بازرسان دولتی ما نهتنها کامل نیست، بلکه بسیار فاقد آن است.[3]
ما در دورهای عجیب تسلیم شادمانه در برابر سرمایهگذاریهای چندملیتی زندگی میکنیم. ظاهراً هرچه این شرکتها بزرگتر باشند، اعتماد بیشتری برمیانگیزند — با اینکه فهرست آلودگیهای بزرگ کره ارض مملو از همین شرکتهای چندملیتی است، چه بر اثر بیاحتیاطی و چه از پیش برنامهریزی. شده
گویی همهویتب با این تولیدکنندگان بزرگ غذاهای مصنوعی، که میان آبنبات و خوراکیهای زیانبار در نوساناند، نشانگر افتخار است؛ در مراسم افتتاح کارخانهای که دربارهاش صحبت میکنیم، نهتنها مقامات دولتی حضور داشتند، بلکه خود رئیسجمهور نیز شرکت کرده بود.
و برای آنکه روابط واقعی قدرت کاملاً آشکار شود، کارکنان رسمی کشورمان، از جمله رئیسجمهور، در مراسم افتتاحیه یونیفرم کوکاکولا را به تن داشتند.
اورسی، کارمند ماه.
کارمند کوکاکولا.
رئیسجمهور ما و همراهانش با رنگها و نمادهای شرکت سرمایهگذار.
این میزان از تملق، کمی بیش از حد به نظر میرسد. استاد فراموشنشدنی ما در فلسفهٔ عمل، ماریو سامبارینو، میگفت: «برای مهملگویی حد و مرزی وجود دارد.» باید هم وجود داشته باشد. وقتی این مرزها از میان بروند — و به نظر میرسد امروز بیماری گروههای سیاسی شده باشد — ما در دردسر بسیار، بسیار بزرگی خواهیم بود.
افتتاح خط جدید تولید قوطی: با سرمایهگذاری ۸٫۵ میلیون دلاری، تولید پیشبینیشده ۱۶ هزار قوطی در ساعت است؛ معادل ۱٫۵ میلیون قوطی در ماه یا ۱۸ میلیون در سال، که حدود ۲۶۰ تُن آلومینیوم نیاز خواهد داشت. ماشینآلات پیشرفتهای که از آلمان وارد شدهاند، در قالب ۲۰۰ کانتینر برای تجهیز هشتمین خط تولید کارخانه به کشور رسید.
شرکت Coca-Cola FEMSA, S.A.B. de C.V. که با نام Coca-Cola FEMSA یا KOF شناخته میشود، یک شرکت چندملیتی نوشیدنی مکزیکی با دفتر مرکزی در مونتری، نوئوو لئون است. این شرکت زیرمجموعهٔ FEMSA است که ۴۸٪ سهام آن را در اختیار دارد؛ ۲۸٪ متعلق به زیرمجموعههای کاملاً وابسته به شرکت The Coca-Cola Company است و ۲۴٪ باقیمانده از سال ۱۹۹۳ در بورس مکزیک و از سال ۱۹۹۸ در بورس نیویورک معامله میشود. این شرکت از نظر حجم فروش، بزرگترین بطریکنندهٔ عمومی محصولات کوکاکولا در جهان است. فعالیتهای آن در چندین کشور آمریکای لاتین گسترده است و مکزیک بزرگترین و سودآورترین بازار آن به شمار میرود. [ترجمهٔ مترجم]
یادداشتهای نویسنده
[1]: اروگوئه پیشترهای نهچندان دور نیز به آلودگی شدید سرب دچار گشته بود؛ بحرانی که هرگز بهدرستی بررسی نشد تا بتوان گفت خطر عظیم آن مهار شده است یا نه. ما نباید برای بار دوم (یا سوم و چهارم) تا این اندازه سادهلوح باشیم…
[2]: پژوهشهایی دربارهٔ سمی بودن مصرف آلومینیوم، حتی به مقادیر اندک، اثباتشده است. مدتهاست این موضوع شناخته شده است که: «آلومینیوم در آب میتواند موجب مرگ شود.» روزنامهٔ Dagens Nyheter، استکهلم، ۱۳ ژوئیهٔ ۱۹۸۰.
[3]: چگونه میتوان توضیح داد که چین اخیراً گوشت صادراتی ما را به دلیل وجود آلایندههایی رد کرده که میدانیم نه مجازند و نه قابلقبول؟ این کمبود، غفلت یا سهلانگاری چنان شدید بوده که مقامات گمرکی چین نهتنها تُنها گوشت اروگوئهای را بازگرداندهاند، بلکه حتی مسئولیت نابودی آن را نیز نپذیرفتهاند، و کشور ما ناچار شده آن را پس بگیرد و بعداً نابود کند (و ما بیم داریم که به لطف «زرنگی خلاق»، کسی تلاش کند آن را به بازار دیگری با کنترلهای کمتر منتقل کند…).



