
محلهٔ سلوان در اورشلیم از ساکنانش تخلیه میشود. با بهانههایی عجیب و هولناک، خانوادهها از خانههایی که دههها در آن زندگی کردهاند، اخراج میشوند. در نوار غزه، صدها هزار آواره در اردوگاههای پناهجویانِ غیرقابل سکونت متراکم شدهاند. برخی هرگز به خانههای خود بازنخواهند گشت، خانههایی که دیگر چیزی از آنها باقی نمانده است. رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل جلسهای اضطراری برای «ترویج مهاجرت داوطلبانه» ساکنان غزه برگزار کرد.
هیمانوتا[۱]، العاد[۲]، صندوق ملی یهود، شورای امنیت ملی، نیروهای دفاعی اسرائیل، انجمن تدفین سفاردی و ادارهٔ مدنی اسرائیل، همگی نهادهای دولتی یا سازمانهای «غیرانتفاعی» هستند که برای یک هدف تلاش میکنند: پاکسازی قومی ۳.۰. پس از پاکسازیهای موفق سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷، اکنون مرحلهٔ بعدی پروژهٔ صهیونیستی که سنگبنای دولت یهود را تشکیل میدهد، فرا رسیده است. همهچیز مطابق برنامهٔ مرحلهبندیشده پیش میرود.
در روزهای اخیر، مجموعهای از رویدادهای ظاهراً خودجوش رخ داده است. آنچه در نگاه نخست مانند هرجومرج شهرکنشینانِ عامل قتل جمعی به نظر میرسد - افراطگرایانی که قصد دارند از هفتم اکتبر انتقام بگیرند - هدفی بزرگتر را دنبال میکند. جناح راست برنامهای منظم و راهبردی روشن دارد و سخت در تلاش است تا آن را اجرا کند. در حالی که جناح چپ راه خود را گم کرده، در کلیشههای توخالی گرفتار شده و از زمان ترور اسحاق رابین تقریباً در حالت اغما به سر میبرد، جناح راست همچنان در حال شکل دادن به واقعیتی برگشتناپذیر است.
اسرائیل به یک دولتِ انتقال اجباری تبدیل شده است؛ دولتی که در آن پاکسازی قومی یکی از ارکان اصلی سیاست به شمار میرود. این پاکسازی قومی نامها و چهرههای گوناگونی دارد؛ گاهی آشکار است و گاهی پنهان و سرکوبشده، اما به یک پدیدهٔ تاریخیِ در حال وقوع تبدیل شده که دور از نگاه همگان پیش میرود. پس از ایجاد نظام آپارتاید، که هرگز هدف صهیونیسم یا دولت نبود، اکنون انتقال اجباری از راه رسیده است؛ تنها هدفی که اساساً آپارتاید برای آن ایجاد شد.
بنابراین، اسرائیل یک دولت آپارتاید نیست. بلکه چیزی بدتر از آن است: یک دولتِ انتقال اجباری است. آپارتاید در آفریقای جنوبی هرگز قصد نداشت این سرزمین را از ساکنان بومیاش پاکسازی کند. اما آپارتاید اسرائیل چنین میکند.
در ماههای اخیر، تقریباً منحصراً دربارهٔ خشونت شهرکنشینان در کرانهٔ باختری نوشتهام. هفته به هفته، روستا به روستا، خانواده به خانواده، همه تلاش میکنند خانهها و زمینهای خود را حفظ کنند، تا اینکه سرانجام تسلیم میشوند. از جوامع چوپانی که مانند نیاکان ما در غارها زندگی میکنند و مزاحم هیچکس نیستند، تا بانکداران ثروتمندی که ویلاهای خود را در روستاهای مرفه ترک میکنند، همه در ترس زندگی میکنند و مجبور به ترک خانههای خود میشوند.
روستایی پس از روستای دیگر رها میشود. خانوادهای پس از خانوادهٔ دیگر دستهای خود را به نشانهٔ تسلیم بالا میبرند. آنها فریاد میزنند «صمود برای همیشه»، اما چند ماه بعد، صمود پایان مییابد و تنها چیزی که از خانهشان باقی میماند، ویرانههاست. درمانده و بیپناه، هیچ انتخاب دیگری برایشان باقی نمیماند. و این سرزمین، بهتدریج از مردمش پاکسازی میشود.
«دولت تغییر» [که از سوی «اپوزیسیون» در کارزار انتخاباتی وعده ی آن داده شده بود، یادداشت مترجم] نیز نخواهد توانست تغییر چندانی ایجاد کند. واقعیتها از پیش «در میدان» ساخته شدهاند. حتی اگر بدون در نظر گرفتن غزه و جنوب لبنان، در اعداد مطلق تنها تعداد اندکی از خانوادههای آواره شده به حساب آید، و اگرچه درست است که هنوز کارهای زیادی باقی مانده است، اما روند آن روشن بوده و ماهیت نظاممند آن هراسانگیز است.
آنها کار را با آسیبپذیرترین گروههای جمعیتی آغاز کردند: جوامع چوپانی و ساکنان قدس شرقی، کسانی که در نظام قضایی اسرائیل ــ که اساساً ماهیتی آپارتایدی دارد ــ هیچ صدایی پیدا نمیکنند. این کارزار بدون هیچ مانعی با سرعت ادامه دارد.
اخراجها در غزه و آنچه در سلوان رخ میدهد، پیوندی آشکار با یکدیگر دارند: جهانبینیای که میگوید در این سرزمین تنها برای یک ملت جا وجود دارد؛ یا ما یا آنها. ظاهراً اکثریت اسرائیلیها نیز این دیدگاه را پذیرفتهاند، حتی آنهایی که هنگام دیدن آنچه رخ میدهد، با ناراحتی بر صندلیهای خود جابهجا میشوند؛ همان رخدادهایی که رسانههای اسرائیلی در بهترین حالت تقریباً هرگز دربارهٔ آنها گزارش نمیدهند.
این را بدانید که در حالی که شما خوابیدهاید، مردمی بهتدریج از سرزمین خود محروم میشوند.
یادداشت مترجم
[۱] هیمانوتا یک شرکت خصوصی وابسته به صندوق ملی یهود (KKL-JNF) برای خرید زمین است که در سال ۱۹۳۸ تأسیس شد. این شرکت عمدتاً بهعنوان بازوی اجرایی فعالیت میکند و توسط صندوق ملی یهود برای خرید، نگهداری و توسعهٔ زمین در اسرائیل، قدس شرقی و کرانهٔ باختری مورد استفاده قرار میگیرد. در ابتدا، این شرکت برای دور زدن محدودیتهای قانونی خرید زمین در دوران قیمومت بریتانیا و بهمنظور خرید زمین برای اسکان یهودیان تأسیس شد. هیمانوتا بهعنوان یک شرکت خصوصی، بارها از سوی صندوق ملی یهود و دولت اسرائیل برای خرید زمینهای شخصی فلسطینیان در کرانهٔ باختری مورد استفاده قرار گرفته است. از نظر تاریخی، این شرکت نقش مهمی در گسترش شهرکهای اسرائیلی داشته است. هیمانوتا بهطور فعال در منازعات حقوقی مربوط به املاک در قدس شرقی، از جمله در محلهٔ سلوان، مشارکت دارد و با استفاده از قوانین پیچیدهٔ مالکیت زمین، در جهت تخلیهٔ خانوادههای فلسطینیِ ساکن قدیمی اقدام میکند. در حالی که خود صندوق ملی یهود (KKL-JNF) بهعنوان یک نهاد غیرانتفاعی فعالیت میکند، هیمانوتا بهعنوان یک واحد خصوصی ثبت شده است. این ساختار حقوقیِ جداگانه اغلب برای فراهم کردن انعطافپذیری معاملاتی برای صندوق ملی یهود در خریدها یا معاملات زمین در حوزههای حقوقی مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
[۲] العاد (که با نام بنیاد «ایر داوید» نیز شناخته میشود) یک سازمان برجستهٔ راستگرای اسرائیلی در حوزهٔ شهرکسازی و باستانشناسی است که در سال ۱۹۸۶ تأسیس شد. این سازمان عمدتاً در محلهٔ فلسطینی سلوان در قدس شرقی فعالیت میکند و هدف آن تقویت پیوند یهودیان با اورشلیم و اسکان خانوادههای یهودی در «شهر داوود» است. العاد مدیریت پارک ملی پربازدید «شهر داوود» را بر عهده دارد. این گروه برای خرید املاک در قدس شرقی تلاش میکند؛ اقدامی که اغلب به اختلافات حقوقی بحثبرانگیز و تخلیهٔ خانوادههای فلسطینیِ قدیمی ساکن این منطقه منجر میشود.
