غارت بخشی از هر جنگ اسرائیل بوده است. آنچه تازه است، بیتفاوتی کامل است
موارد غارت توسط سربازان اسرائیلی بهندرت به مجازات منجر میشود. افسران چشمپوشی میکنند و این جرم نقش خود را دارد.
شهادتها نگرانکننده است. یانیو کوبوویچ هفته گذشته در روزنامه «هاآرتص» گزارش داد که سربازان نیروهای دفاعی اسرائیل در جنوب لبنان بهطور گسترده اموال را غارت و خانهها و کسبوکارهای خصوصی را که ساکنانشان بهدلیل جنگ گریخته یا اخراج شدهاند، خالی میکنند.
یکی از سربازان گفت: ”این در مقیاسی دیوانهوار است. هر کسی چیزی برمیدارد—تلویزیون، سیگار، ابزار، هرچه باشد—بلافاصله آن را در وسیله نقلیهاش گذاشته یا کنار میگذارد؛ نه داخل پایگاه نظامی، اما پنهان هم نیست. همه میبینند و میفهمند.“
سربازان همهچیز را غارت میکنند، از موتورسیکلت گرفته تا فرش، هم فرماندهان ردهپایین و هم ردهبالا از این موضوع آگاهند اما کاری برای جلوگیری از آن انجام نمیدهند. رئیس ستاد، اِیال زَمیر، که این پدیده را این هفته در یک کنفرانس مطرح کرد، اعلام کرد که این لکهای اخلاقی بر ارتش است و گفت «ارتش، ارتش غارتگران نخواهد بود.»
اما غارت و بیتوجهی سیستماتیکی که آن را ممکن میسازد، پدیده تازهای در جنگهای اسرائیل نیست. در سال ۱۹۴۸، یک مقام به نام ی. گِفِن در وزارت اقلیتها در نامهای به وزیر پلیس، بِخور-شالوم شیتریت، درباره یورشهای یهودیان در یافای اشغالشده نوشت: «تمام روز در خیابانهای شهر قدم زدم و پستهای نگهبانی را بررسی کردم. دیدم سربازان، غیرنظامیان، پلیس نظامی و پلیس گردان در حال غارت و چپاول هستند و درها و دیوارها را میشکنند.» او نوشت: «مقامات مطابق دستورالعملهای موجود درباره دزدان دستگیرشده عمل نکردند و مظنونان غارتگری بدون تحقیق آزاد شدند، صرفاً به این دلیل که یکی از فرماندهان را میشناختند.»
گفن همچنین گمان داشت که پلیس نظامی کالاهای دزدیدهشده را از یافا به تلآویو منتقل میکند و روایت کرد که چگونه یک افسر، وقتی درباره بازرگان عربی شنید که از پلیس برای جلوگیری از سرقت کمک خواسته بود، راهحلی هولناک «خلاقانهای» پیشنهاد داد: کشتن آن مرد عرب.
غارتهای گسترده در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۶۷ نیز رخ داد. معاون رئیس ستاد ارتش، حاییم لاسکوف، در جریان عملیات سینا در سال ۱۹۵۶ گزارش داد که سربازان در نوار غزه بهطور وسیع دست به غارت میزنند. همچنین شکایتی که سوریه در ژوئن ۱۹۶۷ به سازمان ملل ارائه کرد، از «سرقت و غارت بدون مانع [در بلندیهای جولان]» خبر داد. در این گزارش آمده بود: «جستوجوها بر جواهرات زنان، طلا و تلویزیونها متمرکز بود. هر مغازهای در قنیطره غارت شد. بیشتر خانهها چپاول شدند و حتی مبلمانی که مورد پسند مهاجمان بود، باقی نماند و با کامیونها به فلسطین اشغالی منتقل شد.»
کاروانهایی از غیرنظامیان که بهصورت خودجوش یا توسط نهادهای رسمی سازماندهی شده بودند، پس از اخراج ساکنان فلسطینی در سال ۱۹۶۷ از اسرائیل به قلقیلیه در کرانه باختری امروزی رفتند و شهر بهطور کامل خالی شد. بخشی از اموال بهصورت سازمانیافته دزدیده شد، همانگونه که در مکاتبات میان شهردار کفر سابا و ارتش آمده است: «تجهیزاتی که در مدارس قلقیلیه بود، بازسازی شده و اکنون در چندین مدرسه در کفر سابا مورد استفاده قرار میگیرد.»
پانزده سال بعد، در جریان نخستین جنگ لبنان، شمار زیادی از خانهها و کسبوکارها توسط نیروهای اسرائیل غارت شد. افسر ذخیره، دوو یِرمیا، در خاطرات جنگی خود نوشت، افسران اموال را غارت میکردند و افزود: «حفظ تصویر زیبای اسرائیل بسیار مهم است. بنابراین باید تا حد امکان از ورود رسانهها جلوگیری شود.»
شهادتهایی از دوره انتفاضه اول که در سال ۱۹۸۷ آغاز شد نیز نشاندهنده پدیدهای گسترده از خشونت، خرابکاری و غارت است. در گزارشهایی که توسط رولی روزِن و ایلانا هامِرمَن گردآوری شد، یک سرباز ذخیره ۲۸ ساله گفت که گزارشهای تلویزیونی واقعیت را نشان نمیدهند: «آنها نشان نمیدهند چه اتفاقی واقعاً رخ میدهد… هیچ خبرنگاری اجازه ورود به هیچ کجا ندارد، همهچیز برای این است که آنچه [سربازان] انجام میدهند، دیده نشود.»
شهادتهایی که در طول سالها جمعآوری شدهاند، الگوی روشنی را نشان میدهند: غارت غیرقانونی است، اما در عمل تحمل شده است—از زمان تأسیس کشور تا کنون.
در جریان جنگ ۱۹۴۸، گلدا مئیر در جلسهای محرمانه به اعضای حزب حاکم ماپای گفت که ارتش کار چندانی برای متوقف کردن غارت حیفا انجام نداده است، «جز ایجاد یک ایست بازرسی در مسیر کوه کرمِل، جایی که حتی کارت شناسایی هم بررسی نمیشد.» دلیل آن را دادستان ارشد تیپ الکساندرونی بیان کرد. وی گفت: «غارت گسترده است، سالها ادامه داشته و تقریباً تا به بالاترین سطوح دولت میرسد.»
در سال ۱۹۵۰، دوو شَفرير، مسئول اموال متروکه، از این پدیده گسترده ابراز تأسف کرد و نوشت: «تنها اقدام قاطع، با استفاده کامل از اختیارات نظامی، اداری، مدنی و قضایی، میتوانست نهتنها اموال، بلکه روان را نیز از شکست اخلاقی نجات دهد. این اقدام قاطع هرگز انجام نشد.»
و واقعاً هم نه ۷۸ سال پیش و نه در جنگهای بعدی چنین اقدامی صورت نگرفت.
پس از انتشار این مقاله در «هاآرتص»، ارتش هفته گذشته دستور آغاز تحقیقات پلیس نظامی درباره این ادعاها را صادر کرد. شاید همچنین تصمیم گرفته شود پیام دیگری برای نیروهای رزمی ارسال شود، مشابه پیامی که رئیس آموزش ارتش در اکتبر ۲۰۲۴ منتشر نمود و در آن غارتهایی را که پس از آغاز جنگ در نوار غزه مانند آتش در علف خشک گسترش یافته بود، محکوم کرد. اما ارسال پیام با اقدام واقعی برای مهار این پدیده یکسان نیست—اقدامی که نه در لبنان و نه در غزه مشاهده نشده است.
بنابراین تعجبی ندارد که در آوریل ۲۰۲۵، سازمان ضد اشغال «موسوم به شکستن سکوت» شهادت یک سرباز را که در غزه خدمت کرده بود منتشر کرد که گفته بود: «در میان ردههای بالا، بیتفاوتی کامل [نسبت به غارت] وجود دارد. آنها علاقهای به رسیدگی بدان ندارند و حتی برایشان قابل قبول است.»
سربازانی که امروز در لبنان خدمت میکنند، دو توضیح برای این وضعیت ارائه میدهند. نخست، با وجود کمبود فزاینده نیروی انسانی، فرماندهان نظامی ترجیح میدهند چشمپوشی کنند و این موارد را بیسروصدا حلوفصل نمایند، به این امید که نیروهای ذخیره برای دور دیگری از جنگ حاضر شوند. دوم، ویرانیای که ارتش در جنوب لبنان ایجاد میکند آنقدر گسترده است که سربازان احتمالاً برای خود چنین توجیه میکنند که برداشتن اموال اشکالی ندارد، چون در هر صورت نابود خواهد شد.
این توضیحات ممکن است در سطح خرد منطقی به نظر برسند. اما از دیدگاهی گستردهتر، غارت و خرابکاری در خدمت سیاستی است که هدف آن طولانی کردن جنگ در جنوب لبنان است. سربازانی که دست به سرقت میزنند، عملاً به ذینفعان تخریب و ادامه جنگ تبدیل میشوند. آنها ممکن است برای خود توجیههای ایدئولوژیک مختلفی بسازند—اینکه برداشتن اموال بهتر از نابودی آن است، یا اینکه غارت نوعی جبران برای سختیها و دورههای طولانی خدمت است. اما اغلب، بدون آنکه متوجه شوند، خود را به جوامع مجرم تبدیل میکنند.
دولت اسرائیل از این وضعیت استفاده کرده، از طریق غارت و سوءاستفادههای ناشی از آن، به نتایجی دست مییابد که بهدلیل محدودیتهای حقوقی و دیپلماتیک نمیتواند آشکارا مسئول آنها شناخته شود: لبنان ویران گشته، جنایات بیشمار در آن رخ داده و صدها هزار شهروند از خانههای خود رانده شدهاند. دولت بهطور فعال غارت را تشویق نمیکند—اما علیه آن نیز اقدامی نمیکند.
از زمانی که اسرائیل جنگهای خود را در غزه و لبنان آغاز کرده است، تنها یک مورد غارت به صدور کیفرخواست منجر گشته و حتی همان مورد نیز، بنا بر گزارش «هاآرتص»، با توافق خاتمه یافته است. افسران چشمپوشی میکنند، جرایم ادامه مییابد و این جنایت کارکرد خود را دارد.


