میلنا رامپولدی، , ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶
کمتر موضوعی در اسلام برای مسلمانان در تاریخ و زمان حالٔ بهاندازهٔ چندهمسری دستخوشِ سوءتفاهم گشته است. در این باره دو آیهٔ کاملاً روشن از وحیِ الهی وجود دارد که به این موضوع میپردازند. در یکی از این آیات، این گفتهٔ خداوند آمده است که تصریح میکند رفتارِ عادلانهٔ مردِ مسلمان با چند زن ناممکن است:
در آیهٔ ۱۲۹ سورهٔ نساء چنین آمده است:
«و شما هرگز نمیتوانید میانِ زنان به عدالت رفتار کنید، هرچند بر آن حریص باشید.»
به گفتهٔ ژیلا موحد شریعتپناهی، فعالِ ایرانیِ حقوقِ بشر، این آیه واپسین گام بهسوی برچیدنِ چندهمسری است؛ چندهمسریای که تنها باید همچون یک استثنای مطلق باقی بماند، نه همچون رسمی فرهنگی برای تقویتِ نظامِ مردسالارِ زنستیز — چنانکه من ترجیح میدهم این رسم را چنین بنامم.
او در کتابِ خود با عنوانِ «پژواکهای عدالت: آشکارسازیِ برابریِ حقوقی میانِ مردان و زنان در قرآن» به مسیرِ گذار از گزینهٔ محدودشدهٔ چندهمسری در قرآن تا برچیدنِ کاملِ آن، بر پایهٔ آیهٔ ۱۲۹ سورهٔ نساء (قرآن ۴:۱۲۹)، میپردازد.
Jila Movahed Shariat Panahi’s Echoes of Justice (English and German)
آنجا که خداوند در آیهٔ ۳ سورهٔ نساء به مردِ آزادآفریده این آزادی را میدهد که خود تصمیم بگیرد آیا خویش را عادل مینگرد، بدینسان بر پایهٔ خودآگاهیِ عدالتخواهانهاش از «صلاحیتِ چندهمسری» برخوردار است — صلاحیتی که در آرمانِ والای اسلامیِ عدالت ریشه دارد — همان خداوندِ متعال در همان حال میداند که مردِ مسلمان از عهدهٔ این کار برنمیآید؛ چنانکه سپس در آیهٔ ۱۲۹ همان سوره تأیید میکند.
«و اگر میترسید که دربارهٔ یتیمان به عدالت رفتار نکنید، پس از زنانی که برایتان پسندیده است، دو یا سه یا چهار تن را به همسری بگیرید. اما اگر میترسید که به عدالت رفتار نکنید، پس تنها یک زن، یا آنچه را که مالکِ آن شدهاید. این به آنکه ستم نکنید نزدیکتر است.»
آیهٔ ۱۲۹ گزارهای است از سوی خداوند دربارهٔ صلاحیتِ اخلاقیِ مرد؛ حال آنکه آیهٔ ۲ همان سوره را باید از منظرِ تاریخِ نزول تحلیل کرد تا عناصرِ جامعهشناختی‑تاریخیِ زیر در آن یافت شود:
بر پایهٔ روایتی از پیامبر که از جمله ابن کثیر در تفسیرِ قرآنیِ خود آورده است، این آیه در تاریخِ نزول ناظر به سرپرستان دخترانِ یتیمِ زیبارو بود؛ دخترانی که به دو دلیل، بیآنکه مهریهٔ مقرر پرداخت شود، بهرایگان به همسریِ سرپرستانشان درمیآمدند: از یکسو بهسببِ زیبایی و از سوی دیگر بهسببِ ثروتشان.
خداوند به این مردان سفارش میکند که این دخترانِ یتیم را با چنین انگیزههایی به همسری نگیرند، و شمارِ زنانِ آن روزگارِ جاهلیتِ پیش از اسلام را به چهار فرومیکاهد. شاید متناقض بهنظر برسد، اما قرآن شمارِ همسرانِ ممکن را به چهار افزایش نمیدهد، بلکه شمارِ نامحدودِ زنانِ دورانِ پیش از اسلام را به «تنها» چهار کاهش میدهد. با اینهمه، در همان آیه خداوند اشاره میکند که محدودشدن به یک زن — یعنی تکهمسری — ترجیح دارد، در صورتی که مرد در عدالتِ خویش تردید داشته باشد؛ عدالتی که خداوند در آیهٔ ۱۲۹ امکانِ آن را منتفی میداند.
پیش از اسلام هیچ سقفی برای شمارِ زنانی که یک مرد میتوانست به همسری بگیرد وجود نداشت. از این منظر، آیهٔ ۴:۳ قرآن بیانگرِ محدودکردنِ چندهمسریِ کاملاً لجامگسیختهٔ دورانِ پیش از اسلام به چهار زن است. اما خواستِ برابری و عدالتِ مطلق که مردِ مسلمان باید آن را رعایت کند، به گفتهٔ شریعتپناهی، فعالِ ایرانیِ حقوقِ زنان، به چشمپوشی از چندهمسری میانجامد؛ چراکه خداوند تکهمسری را سفارش میکند، بیآنکه آزادیِ مرد را محدود سازد — مردی که میتواند با باورِ شخصیِ خود باز هم چندهمسری را برگزیند.
اما اگر مرد به ناتمامبودنِ عدالتِ خویش پی ببرد و عدالت را تنها به خداوند واگذارد، از چندهمسری چشم میپوشد. به بیانِ ژیلا پناهی:
«در این واپسین گام، تواناییِ شوهر برای برقراریِ عدالت به خودِ خداوندِ حکیمِ مطلق نسبت داده میشود. این نکته اهمیتی سرنوشتساز دارد که از دیدگاهِ آفریدگار هیچ انسانی — هرچند بهشدت مشتاقِ برپاداشتنِ عدالت باشد — هرگز توانِ آن را نخواهد داشت!!!!!! این سخنِ مستقیمِ خداوند باید همهٔ مردانِ مؤمنِ مسلمان را ناگزیر به این نتیجه برساند که ‹تکهمسری یکی از پیششرطهای ضروری و ناگزیر برای بنیاننهادنِ خانوادهای هماهنگ و قرآنی است›.»
از منظرِ تاریخِ اجتماعی و جامعهشناختی، اینجا باید افزود که چندهمسری (چندزنی) در نخستین دهههای اسلام بیش از هر چیز در پیِ تأمینِ اجتماعی و امنیتِ بیوهزنانی بود که شوهرانشان در نبردهای بدر و اُحد جان باخته بودند. در جامعهای قبیلهای و بیبهره از نظامِ رفاهیِ نوین، مانندِ جامعهٔ عربیِ سدهٔ هفتمِ میلادی، ازدواج با بیوهزنان به تأمینِ امنیتِ مالی، جایگاهِ اجتماعی و مصونیتِ جسمیِ آنان یاری میرساند. نمونههای آن حفصه بنت عمر و زینب بنت خزیمهاند، دو بیوهزن که پیامبر با آنان ازدواج کرد.
اما این تأملاتِ تفسیری چه تأثیری بر زندگی و رؤیاهای زنانِ مسلمانِ امروز دارد؟ برای یافتنِ پاسخ، به سخنانِ آوا دمبله، فمینیست و کنشگرِ مالیاییِ حقوقِ زنان از ابتکارِ «کاروان» (Caravan) نگاه میکنیم که در ویدئویی کوتاه بهروشنی بیان میکند چگونه زنان در ازدواج همچون «شیء» و نیروی کار نگریسته و استثمار میشوند. او نه از «زن»، بلکه از «زنان» سخن میگوید و در اینجا چندهمسری را نیز نقد میکند؛ چندهمسریای که در مالی اغلب همچون «نظامی برای استثمار» تحریف میشود.
او میگوید:
«مردان با زنان از سرِ عشق ازدواج نمیکنند، بلکه برای بهدستآوردنِ نیروی کار.»
او در اینجا به واقعیتِ زنانِ مالیایی اشاره میکند که در بازار جان میکنند تا خانوادهشان را نان دهند، در حالی که شوهرانشان در خانه میخوابند، چای مینوشند و تلویزیون تماشا میکنند.
سپس او به پیوندِ میانِ چندهمسری و ازدواجِ اجباری میپردازد. با زنان بدرفتاری میشود، زیرا پس از ازدواجی اجباری در چنگِ مرد گرفتار میآیند. آنان به نیروی کارِ رایگان بدل میشوند.
او با لحنی برانگیزنده میپرسد مردی که میپندارد میتواند چند همسر بگیرد، مگر چند دل دارد؟ آوا در سیزدهسالگی در برابرِ ازدواجی اجباری ایستادگی کرد؛ زیرا میخواهد خود سرنوشتِ زندگیاش را رقم بزند. او از سنّت و ذهنیتی سخن میگوید که زنانِ مسلمان باید با آن مبارزه کنند.
اینجا رؤیاهای زنان بهحساب نمیآید. ۹۸٪ مردان زنان را شیء میپندارند. آنان از سرِ عشق ازدواج نمیکنند، بلکه برای آنکه زنان برایشان کار کنند.
بسیاری از زنان در بازارند و میجنگند تا خانوادهشان را نان دهند. اما شوهرانشان در خانه میمانند، میخوابند، چای مینوشند و تلویزیون تماشا میکنند. افزون بر این، ما شوهرانمان را خود برنمیگزینیم.
این پدر و مادرهای ما هستند که ازدواجِ اجباری را به ما تحمیل میکنند. پس از آن، مردان به خود اجازه میدهند با ما بدرفتاری کنند، تنها به این سبب که زن هستیم. اینجا مردان حق دارند چند زن بگیرند.
اما ما چند دل داریم؟ در سیزدهسالگی میخواستند مرا شوهر دهند، اما سر باز زدم. زیرا من هم رؤیاهای خود را دارم. تا امروز همچنان موردِ بدرفتاری قرار میگیرم.
به شیوههای گوناگون. مرا به ازدواج وامیدارند، اما تن نمیدهم. زیرا من هم حق دارم انتخابِ خود را داشته باشم.
اگر بخواهم ازدواج کنم، این دلِ من است که تصمیم خواهد گرفت. من بر زندگیِ خود فرمان میرانم. سخنِ آخر با من است.
خواهران و مادرانِ آفریقاییام، بیایید با هم در برابرِ این سنّت و این طرزِ فکر بجنگیم. مانندِ من عمل کنید: همهٔ ما حق داریم مستقل باشیم. مردان از زنان برتر نیستند.
زیرا در جوامعی که اینگونه چندهمسری همراه با ازدواجِ اجباری چیره است، بیعدالتیِ جنسیتیِ از پیش موجود بوده و وابستگیِ اقتصادی زنانِ مسلمان تنها تشدید میشود.
زنان به خدمتکارانی بیمزد و بردگانی در کشاورزی بدل میشوند. شمارِ فرزندان نیز آنان را از نظرِ اقتصادی و اجتماعی آسیبپذیرتر میسازد.
توانِ تصمیمگیری و امکاناتِ تربیتِ فرزندان، بهسببِ وابستگیِ چند زن به یک شوهر، بارِ دیگر بهشدت کاهش مییابد. طبیعی است که این وضع به مشکلات و کشمکش میانِ همسران و به فشارِ روانیِ شدید میانجامد.
با اینهمه، در مواردی نادر چندهمسری همچنان یک گزینه میماند؛ برای نمونه هنگامی که همسرِ نخست خود با آن موافق است، چون نمیتواند بچهدار شود، یا چون بیمار است و میخواهد هَوو پس از مرگِ او از فرزندانش نگهداری کند.
در پایان میخواهم نتیجهگیریِ خود را بیان کنم:
به باورِ من، فمینیسمِ مسلمان باید جامعه را حساس و آگاه سازد و با کلماتی ساده، همچون کلماتِ آوا دمبله، نشان دهد که چگونه شرایطِ ناعادلانه به هیچ روی استثمارِ اقتصادی را در چارچوبی چندزنی توجیه نمیکند؛ چارچوبی که با قرآن و دینِ اسلام در تضاد است.

